۲۱ مرداد ۱۳۸۷

درخشش جهاني دانشگاه شريف

درخشش جهاني دانشگاه شريف
گزارش نيوزويک از حيرت دانشگاهيان از چنين نمونه اي - دوشنبه 21 مرداد 1387 [2008.08.11]
‏‏‏منبع: نيوزويک - 9 اوت ‏
افشين مولوي

مسؤولان دانشکده مهندسي الکترونيک دانشگاه استنفورد، وقتي در سال 2003 با گروهي از دانشجويان ‏روبرو شدند که با نمرات بي سابقه اي از پس امتحانات ورودي دوره دکترا برآمده بودند، حسابي جا خوردند. ‏اينکه اين جوانان پر سر و صدا آمريکائي نبودند، جاي تعجب نداشت. دانشجوياني از آسيا و ساير نقاط توانسته ‏بودند مجوز ورود به اين دوره را درآمريکا بدست آورند. به گفته مسؤولان استنفورد، نکته شگفت انگيز اين ‏بود که اکثريت برگزيدگان از يک کشور و يک دانشگاه خاص آمده بودند: دانشگاه صنعتي شريف در ايران!‏دانشگاه استنفورد به مقصد مورد علاقه فارغ التحصيلان دانشگاه شريف تبديل شده است. بروس اي وولي، ‏رئيس سابق دانشکده مهندسي الکترونيک اين دانشگاه مي گويد، علت اين است که در حال حاضر شريف يکي ‏از بهترين دوره هاي مهندسي الکترونيک دنيا را در اختيار دارد. با درنظر گرفتن رقباي شريف نظير دانشگاه ‏هاي ام آي تي، کالتک و استنفورد در آمريکا، تسينگوا در چين و کمبريج در انگلستان، اين افتخار کمي براي ‏آن دانشگاه نيست. ‏

اعتبار دانشگاه شريف نشان مي دهد که چگونه درحالي که اظهارات جنجالي محمود احمدي نژاد و روياروئي ‏هسته اي او با آمريکا در دنيا خبرساز مي شود، دانشجويان ايراني در حال دست و پا کردن اعتبار بين المللي ‏براي خود به عنوان ستاره هاي علمي هستند. اين تنها مسؤولان استنفورد نبوده اند که متوجه اين نکته شده ‏اند. در دانشگاه هاي سراسر کانادا و استراليا که دريافت ويزا با محدوديت کمتري روبرو است، جذب ‏دانشجويان ايراني از رونق برخوردار شده است. تعداد دانشجويان ايراني در کانادا از سال 1985 تا کنون ‏‏240 درصد رشد کرده است و در استراليا هم اين تعداد ظرف پنج سال گذشته تا 5 برابر رشد کرده و به ‏نزديک 1500 نفر رسيده است. ‏

ضمناً دانشجويان دانشگاه شريف و ساير دانشگاه هاي معتبر ايران نظير دانشگاه تهران و دانشگاه فني اصفهان ‏به بازيگران مهم المپيادهاي علمي بين المللي تبديل شده و جوائز فيزيک، رياضي، شيمي و مسابقات ربوتيک ‏را به خانه برده اند. بدليل همين موفقيت هاي اخير بود که اصفهان به تازگي ميزباني المپياد بين المللي فيزيک ‏را به عنوان افتخاري که نصيب هيچ کشور ديگري در خاورميانه نشده، برعهده گرفت چرا که هيچيک از ‏کشورهاي همسايه ايران از کيفيت علمي دانشجويان ايران برخوردار نيستند. ‏

شرکت هاي فني غربي هم از قافله عقب نمانده و شروع به جذب آنها کرده اند. شرکت هاي بزرگ از گوگل ‏گرفته تا ياهو، و نيز مؤسسات تحقيقاتي غرب به استخدام صدها نفر از فارغ التحصيلان ايراني روي آورده ‏اند. برندگان المپيادها از جذابيت ويژه اي برخوردارند. به گزارش مطبوعات ايران، 90 درصد آنها براي ‏تحصيلات تکميلي يا کار از کشور خارج مي شوند. ‏

دانشگاه شريف در سال 1965 توسط پادشاه سابق ايران و درحالي که قصد تأسيس يک مؤسسه عاليرتبه ‏علمي و فني را داشت، بنيان نهاده شد. چهارچوب آن هم مطابق با راهنماي مشاوره ام تي آي تنظيم شده و ‏بسياري از اعضاي دانشکده هاي آن را تحصيلکرده هاي آمريکا تشکيل مي دادند. (بر اساس اطلاعات مؤسسه ‏بين المللي آموزش، ايراني ها در دوره شاه بزرگترين گروه دانشجويان خارجي مشغول به تحصيل در آمريکا ‏را تشکيل مي دادند.) رمز ديگر موفقيت دانشگاه شريف هم به سيستم دبيرستان ايران مربوط مي شود که دانش ‏آموزان را با مقدمات علوم آشنا مي سازد. اين چيزي است که آمريکائي ها تا پيش از کالج و دبيرستان آنرا ‏تجربه نمي کنند. ‏

از طرف ديگر موفقيت ايران بازتابي از تراژدي موجود در کشور است: دانشجويان ايراني چيزي بيش از اين ‏نمي خواهند که به محض فارغ التحصيلي از آنجا دور شوند. اين براي دانشگاه ها و شرکت هاي خارجي يک ‏فرصت است اما از سوئي، به معناي فرار جدي مغزها از جمهوري اسلامي است. رامين فرجاد يکي از فارغ ‏التحصيلان شريف در سال 1997 که اکنون مقام اجرائي در آکوانتيناي سيليکون ولي (منطقه اي در ‏سانفرانسيسکو و مرکز شرکت هاي متعدد الکترونيک) است گفت براي فارغ التحصيلاني ايراني شغل کافي ‏وجود ندارد. بدتر اينکه دانشجويان ستاره ايراني که قصد ماندن در کشور براي به راه انداختن حرفه اي را ‏دارند، از چشم داشت مسؤولان دولتي به مزاياي آنها و مانع تراشي هاي اين افراد شکايت دارند. خيلي از ‏ايراني ها که از پس مهاجرت به غرب بر نمي آيند، رهسپار دوبي مي شوند. همانطور که يکي از فارغ ‏التحصيلان شريف در اين شهر بندري مي گويد: «به تحصيلات ما در اينجا به نحو مناسبي ارج گذاشته مي ‏شود. به ما فرصت موفقيت داده شده است. در ايران، جلوي ما گرفته مي شود.»‏

اين مشکلات طاقت فرسا، نويد خوشي را براي آينده ايران نمي دهد. اين درست است که تعداد بيشماري از ‏دانشجويان نخبه در سالهاي اخير شکل گرفته اند و اينکه تاريخ اين کشور مملو از کاميابي ها و چهره هائي ‏نظير ابن سينا- برجسته ترين دانشمند دنيا در قرون وسطي-، محمد خوارزمي- کاشف الگوريتم رياضي در ‏قرن نوزدهم- و عمر خيام- منجم و رياضيدان پرآوازه بوده است. اما اگر جمهوري اسلامي مسيرش را به ‏زودي تغيير ندهد، تمام آن تاريخ و قابليت ها بر باد خواهد رفت.

۱۸ مرداد ۱۳۸۷

شان رحیم خان؛ آرایشگر ایرانی ستارگان سینما و سیاستمداران



RadioFarda.com


شان رحیم خان؛ آرایشگر ایرانی ستارگان سینما و سیاستمداران

شهرام میریان

شان رحيم خان، آرايشگری به نام و صاحب بزرگترين آرايشگاه در اروپا است. او زاده ايران است و ستارگان سينما، سياستمداران، چهره های سرشناس دنيای مد و ورزشکاران معروف، موهای خود را به دست او می سپارند.

اين آرايشگر سرشناس ايرانی در قلب شهر برلين، پايتخت آلمان، به شهرت رسيده است. شان رحيم خان در گفت وگوی ويژه با راديو فردا به پرسش هايی مانند چگونگی راهيابی به دنيای آرايشگری، مشتريان سرشناس و از همه مهم تر راز موفقيتش پاسخ داده است.

راديو فردا: آقای رحيم خان! چند سال است که در آلمان هستيد؟

شان رحيم خان: حدود ۱۳ سال است که در آلمان هستم. در ۱۳ سالگی از ايران بيرون آمدم و در وين زندگی کردم، بعد از آن به آمريکا رفتم و يک سال در لس آنجلس بودم و از آنجا به برلين پايتخت آلمان آمدم .

چطور شد که آرايشگر شديد و خيلی زود به شهرت دست پيدا کرديد؟

به طور تصادفی آرايشگر شدم. يکی از دوستانم که پدرش در وين آرايشگر بود، مرا به عنوان مدل به آرايشگاه پدرش برد و من از اين کار خوشم آمد زيرا دختران بسيار زيبايی آنجا بودند و من چون ۱۵ سال داشتم، اين مسئله برايم بسيار مهم بود. به همين دليل آرايشگر شدم.

دو سال بعد، در دوره آموزشی آرايشگری شرکت کردم. اين دوره سه ساله بود و در مدت اين سه سال، مديری که پيش او کار می کردم متوجه شد که کارم بسيار خوب است و خيلی خوب با موها رفتار می کنم.

در مسابقات آرايشگری نيز شرکت کردم و خوشبختانه توانستم در تمام مسابقات برنده شوم و به اين نتيجه رسيدم که آرايشگری در خون من است. بنابر اين دوره های ديگری را در انگلستان و فرانسه به هزينه خودم گذراندم.

وقتی شما عاشق کارتان باشيد، معروفيت خود به خود به سراغتان می آيد. اگر کارتان خوب باشد، آدم های سرشناسی که در تلويزيون يا سينما هستند و می خواهند موهايشان خوب باشد به سراغ بهترين ها می آيند، بنابراين معروفيت هم به دنبالش می آيد.

اولين چهره معروفی که به شما مراجعه کرد گويا يک ستاره سينمای آمريکايی بود. در اين باره بيشتر توضيح دهيد.

وقتی می خواستم از آمريکا به اروپا برگردم، يکی از دوستانم، جودی فاستر را به من معرفی کرد تا موهايش را درست کنم. خوشبختانه خانم جودی فاستر يک بار که به اروپا آمده بود، به ياد آورد که من در برلين هستم.

آن زمان در آرايشگاه معروفی به نام «اودووايلز» کار می کردم. در همان ساختمان، هتلی وجود دارد که خانم جودی فاستر در آن يک اتاق داشت و يک آرايشگر خيلی خوب می خواست که موهايش را درست کند. بنابر اين من رفتم به هتل تا موهايش را درست کنم و آنجا دوباره با هم آشنا شديم. او افراد معروف ديگری را پيش من فرستاد، و به اين ترتيب افراد معروفی از آمريکا و اروپا مرا پيدا کردند.

شان رحیم خان آرايشگر سرشناس ايرانی در برلین

بازيکنان فوتبال هم پيش شما می آيند؟

بله چند تن از بازيکنان فوتبال آلمان پيش من می آيند. البته فوتباليست های معروف ديگر هم می آيند. در ضمن افتخار می کنم که رييس جمهور آلمان هم پيش من می آيد.

آقای شان رحيم خان! اکثر سياستمداران و نمايندگان مجلس آلمان هم پيش شما می آيند؟

بله، زيرا برلين پايتخت آلمان است.

البته آرايشگران زيادی در برلين وجود دارند ولی چون کار شما عالی است، پيش شما می آيند.

بله، ولی نکته ديگری که خيلی مهم است، جدی بودن در کار است. من هميشه به حرف هايشان گوش می دهم و می گذارم حرفشان را بزنند و اين که افراد را درک کنيد، بسيار مهم است. مخصوصا در مورد سياستمداران که وقتشان کم است و دوست دارند از کارشان دور شوند و آرامش پيدا کنند.

در روزنامه ها نوشته است که چهره های سرشناس، هنرپيشه های هاليوودی، سياستمداران، فوتباليست ها و ورزشکاران مشتريان شما هستند. يکی از خصوصيات شغلی شما، رازداری است يعنی به حرف های آنها گوش می دهيد ولی جايی بازگو نمی کنيد. درست است؟

بله درست است.

اسم شما، شان رحيم خان است. آيا اين اسم حقيقی شماست؟

اسم من خشايارشاست و چون اسم بسيار سخت است، انتهای «شا» يک نون گذاشتم و شد «شان». رحيم خان هم فاميلی من است.

چند ماه پيش تونی بلر و همسرش، از انگلستان به برلين آمده بودند. او وقتی اسم «شان» را شنيد گفت: حتما يک اسم ايرانی است، چون ايرانی های بسياری را در انگليس می شناسم که نامشان «شان» است.

شنيده ايم که آرايشگاه خود را توسعه داده ايد.

بله خوشبختانه می توانم بگويم در حال حاضرآرايشگاه من، بزرگترين آرايشگاه اروپاست.

اسم آرايشگاه «شان رحيم خان» است و آرم آرايشگاه از قديمی ترين آرم های ايران است. اين آرم، دو طاووس است که از ايران سه هزار سال پيش آمده و من آن را کمی تغيير داده ام.

سه مغازه در آرايشگاه من وجود دارد. بخشی از آن بوتيک است که وسايل خانه، لوازم آرايش و جواهرات به فروش می رسد و يک بخش آن هم کافی شاپ و کوکتل بار است، يک بخش نيز آرايشگاه است. هر سه را با هم در يک مغازه درست کرده ام.

در واقع مجموعه ای از آرايشگاه و فروشگاه است؟

بله، خوشبختانه اين مغازه بسيار خوب کار کرد و من شش ماه پيش دو مغازه جديد باز کردم. يکی در هتل « الينگتون» در کوتن ويکی در هتل «ادلوند»

همان هتلی که آقای باراک اوباما در آن اقامت داشت؟

بله درست است. خوشحالم که اين کار خيلی سريع جواب داد و من شانس آوردم.

آقای رحيم خان! آيا شما بين يک هنرپيشه هاليوودی که برای درست کردن موهايش می آيد و يک شخص عادی تفاوتی قائل می شويد؟

هيچ فرقی ندارند. تنها تفاوتش اين است مشتری ای که خيلی معروف است و مثلا هنرپيشه معروف آمريکايی است، بايد پول بيشتری بدهد چون ما بايد در هتل موهايش را درست کنيم.

به عنوان مثال اگر خانم شارون استون که اخيرا برای جشنواره فيلم برلين آمده بود، به مغازه ما بيايد، افراد بسيار زيادی جمع می شوند و نمی گذراند کسی داخل و خارج شود، بنابراين ما مجبوريم در هتل موهای او را درست کنيم.

يعنی بايد به هتل برويد و اختصاصی موهای او را درست کنيد؟

بله متاسفانه اين طور است. البته ما اين کار را نمی کنيم، مگر اين که به هيچ عنوان امکان حضور آن فرد در مغازه وجود نداشته باشد. مثلا خانم تونی بلر، که به خاطر تدابير امنيتی مجبورم به هتل بروم و موهايش را درست کنم.

در حال حاضر تابستان است و همه جا تعطيل، از جمله مجلس آلمان و دولت آلمان نيز تعطيل است. چرا شما تعطيل نيستيد؟

برلين شهر جالبی است که کار و فعاليت هيچ گاه متوقف نمی شود. اتفاقا هفته پيش، هفت روز هفته را کار کردم. زيرا هفته مد بود و تمام طراحان مد، از اروپا آمده بودند و فقط يک هفته وقت داشتند که مدهايشان را نشان دهند. برای من و همکارانم بسيار جالب است، زيرا در اين شوها ما موهايشان را درست می کنيم.

در يک هفته پنج شوی مختلف داشتيم و کار بسيار سختی بود. زيرا هر شو حدود ۱۹ تا ۲۰ مدل دارد که بايد موهايشان را درست کنيم و بايد بدانيم چگونه موهايشان را درست کنيم و چه کارهايی بايد انجام دهيم. همچنين زمان زيادی می برد که عکاس ها عکس بگيرند.

ما از سه هفته پيش، روی اين مسئله کار کرديم و خوشحاليم که هفته گذشته بالاخره تمام شد.

آيا ممکن است از چهره های معروف ايرانی که پيش شما می آيند، اسم ببريد؟

متاسفانه نمی توانم. ولی خواننده های ايرانی پيش من می آيند و سه مشتری هم دارم که ماهی يک بار از تهران می آيند و من موهايشان را می زنم و بر می گردند تهران، زيرا در تهران زندگی می کنند ولی نمی توانم اسمشان را بگويم.

آقای شان رحيم خان! شنيده ايم که يک شامپو را به زودی به بازار ارائه می دهيد.

بله، يک سری شامپو و نرم کننده درست کرده ام که ۱۰ محصول مختلف برای مو است. اين محصولات ابتدا در پاريس و برلين به فروش می رود و بعد در جاهای ديگر. اميدوارم يک روز هم در تهران به فروش برسد. البته از شامپوهای ديگر کمی گرانتر است.

Radio Farda © 2008 RFE/RL, Inc. All Rights Reserved.

۱۵ مرداد ۱۳۸۷

سیلویو برلوسکنی و پستان برهنه داخل یک تابلوی نقاشی قدیمی



http://www.bbcpersian.com

00:07 گرينويچ - سه شنبه 05 اوت 2008 - 15 مرداد 1387

تابلویی که برای دولت ایتالیا دردسرساز شد

بنا به گزارش ها از ایتالیا، یک تابلوی نقاشی قدیمی که در کنفرانس های خبری پشت سر مقامات دولتی این کشور دیده می شود، روتوش شده است تا پستان برهنه داخل تصویر دیده نشود.

این نقاشی 250 ساله که در اغلب برنامه های خبری تلویزیونی بالای سر وزیران ایتالیا دیده می شود، انتخاب سیلویو برلوسکنی، نخست وزیر این کشور بوده است.

اولیور کانوی، گزارشگر بی بی سی، می گوید نخست وزیر ایتالیا معروف است که به زن ها توجه زیادی نشان می دهد. این تاجر پرزرق و برق هرگز از این که عکسش را در حال معاشرت با زنان جوان خوش قیافه بگیرند، خجالت نکشیده و حتی سال گذشته مجبور شد از همسرش به خاطر لاس زدن با زن ها، عذرخواهی کند.

آقای برلوسکنی بخشی از ثروت خود را از تهیه و ارائه برنامه های تلویزیونی به دست آورده است که در آنها زنان رقاص تقریبا عریان هنرنمایی می کنند. یکی از اعضای کابینه او نیز پیش از فعالیت سیاسی اش برای امرار معاش نیمه برهنه در برابر دوربین های عکاسی ظاهر می شده است.

گزارشگر بی بی سی می گوید اما اکنون به نظر می رسد که نخست وزیر ایتالیا زاهدمآب شده چون موافقت کرده پستان برهنه در نقاشی "زمان حقیقت را آشکار کرد" (اثر جیامباتیستا تیه پولو نقاش قرن هجدهم ایتالیا)، پوشانده شود.

ظاهرا آقای برلوسکنی به این دلیل این تابلو نقاشی را انتخاب کرده که کنفرانس های خبری دولت حال و هوایی جدی داشته باشد. اما مشاوران هنری او نگران بوده اند که تصویر پستان برهنه - که اغلب در خبرهای تلویزیونی بالای سر سخنگوی دولت ظاهر می شود - ممکن است برای برخی بینندگان اهانت آمیز تلقی شود.

اکنون پارچه ای سفید رنگ به این نقاشی قدیمی اضافه شده است.

اما پوشاندن پستان در این نقاشی باعث خشم و بدبینی عده ای در ایتالیا نیز شده است؛ یکی از کارشناسان هنری این کشور روتوش نقاشی جیامباتیستا تیه پولو را عملی مضحک توصیف کرده است.

صدور مجوز دروغگویی برای زنان خیانتکار ایتالیایی